X
تبلیغات
رایتل

پهره..وبلاگ فرهنگی هنری وادبی بلوچستان

توسعه فردی....

 

توسعه فردی....

  یاسر کرد

 به حکم کار و روحیاتی که دارم هر روزه با جوانان زیادی سروکار دارم . چه در فضای
مجازی و چه در دنیای منجمد و بیروح واقعی . جوانانی که در نیازمندیهای اساسی شان
مانند : شغل ، مسکن و همسر دچار مشکل هستند . سالهاست که دغدغه بهتر زیستن مردمانی
که به آنان تعلق دارم هدفم شده است ، نمی دانید  هر روز وقتی با جوانان متقاضی کار
رو برو می شوم و برای آنان از الزام داشتن : توانمندی ، مدارک تحصیلی و مهارتهای
مختلف فنی و حرفه ای می گویم و آنها می گویند نداریم یا ناقض دارند چه حالی می
شوم.  یاوقتی بیسوادی و ناآگاهی دانش آموزان و دانشجویان را می بینم ، قشری که قرار
است سرزمین ما را بسازند ، قشری که قرار است بر هرچه عقب ماندگی هست بتازند خود
محتاج ترند هر روز از خشم بر خود می پیچم. 

یک مثال عینی

جوانان ما چگونه می اندیشند و عمل می کنند؟ چنانکه جلوتر عرض کردم بدبختانه هر چند ما از لحاظ کمی توانسته ایم به برکت قبولیهای الکی در مقاطع ابتدایی و متوسطه و دانشگاههای پیام نور و آزاد سطح عمومی تحصیلات را بالا ببریم اما این نسل از کیفیت لازم برخوردار نیست.

برای اینکه این بحثم روشنتر شود یک مثال از کارم درمورد جوانان متقاضی کار می زنم. سیاستهای اشتغال در کشور بر اساس الزامات اصل 44 قانون اساسی بر مبنای خود اشتغالی و کارآفرینی قرار دارد. یعنی دولت مدعی است که ضریب نفوذ مراکز دانشگاهی و مراکز فنی و حرفه آموزی را در سطح کشور گسترش داده است ، آموزشهای کسب و کار و کار آفرینی را در دستور کار آموزش رسمی کشور قرار داده است و در قالبهای مختلف به متقاصیان کار تسهیلات خوداشتغالی و کار آفرینی می دهد و معتقد است خود افراد باید برای خودشان کسب و کار ایجاد کنند.

حالا با همین نکته که عرض کردم می خواهم سطح کار جوانانمان رابسنجم.اکثریت مطلق عملا" بدلیل عدم مطالعه روزنامه ها و پیگیری نکردن اخبار از رسانه ها چنان در بیخبری بسر می برند که انگار ازکره ای دیگر آمده اند. برایشان که می گوییم سیاستهای دولت بر مبنای خود اشتغالی است ، دارای چه توانمندی و مهارت خاصی هستی ؟ گروه زیادی می گویند گواهینامه رانندگی داریم!! گروهی دیگر می گویند ADSL درجه 1داریم می گوییم اینها الفبای زندگی است و به شغل منتهی نمی شود و باز از آنها می خواهم تا حالا (یعنی تا زمان فارغ التحصیل شدن از دانشگاه) برای چه کسب و کاری هدفگذاری کردید؟ متاسفانه همه جوابها ناامید کننده است و اینچنین است که بیکاری بالاست و ما مدام دولت را متهم می کنیم که چرا بیکاری بالاست ؟!

این دو پارگراف را از بابت مثال عرض کردم متاسفانه نسل جدید ما یک نسل بیخبر است هر چند که این نسل در معرض امواج سریع مدرنیته و تکنولوزی مدرن و رسانه ها قرار داشته اما فاقد یک بینش بنیادی برای درک جهان پیرامون خویش است. این نسل با مطالعه کتاب و مجلات بیگانه است . این نسل در روزمرگی و در بلوتوث بازی استپ کرده است ، این نسل که از زمین زمان می نالد ، خود در گرداب ویرانگر ناآگاهی و بی اطلاعی دارد غرق می شود.

چه کسی مقصر است ؟

بنظر من اول خانواده ها مقصرند که شرایط فعلی را درک نکردند و هنوز با نگاه سنتی و قدیمی به پرورش فرزندانشان مشغولند. در سبد خریدشان از کالاهای متنوع فرهنگی نظیر : کتاب ، روزنامه ، اینترنت و... خبری نیست . از تعلیم مهارتهای اساسی به فرزندانشان نظیر : توانایی: تصمیم گیری ، حل مساله ، تفکر خلاق ، تفکر نقادانه ، برقراری ارتباط موثر با دیگران ، برقراری روابط بین فردی سازگارانه ، آگاهی از خود ، همدلی با دیگران ، توانایی رویارویی با استرس ها و هیجانات غافل مانده اند .

آموزش و پرورش مقصر بعدی است. یادم می آید زمانی که دبستان بودیم معلمی داشتیم از شمال کشور چقدر به کار ش اعتقاد داشت . وقتی که پای معلمان بومی به مدارس باز شد ، ما در امر آموزش دچار مشکل شدیم. متاسفانه این معلمان مخصوصا" در روستاها کاری انجام می دهند در حد جنایت. احساس مسئولیت وجود ندارد. اصلا" کسی که خود سواد لازم را ندارد چگونه می خواهد دانش آموزان راتعلیم زندگی بدهد. کسی خود در جمود است چگونه می تواند پذبرای پویایی باشد و درس پویایی را به دانش آموزان بدهد. از ساختارها ، رویکردها و بسته های سیاستی ناکارآمد و نامناسب آموزش و پرورش بگذریم که خود بحث مفصلی را می طلبد. خروجی این آموزش و پرورش چیست؟ می توانیم راحت ببینیم .

مقصرهای زیاد دیگری را نیز می توان یافت. نظام ارزشی و هنجاری و فرهنگی حاکم بر ساختارهای اجتماعی طایفگی استان و نبود انگیزش لازم در دانش آموزان و دانشجویان و .....

توسعه فردی وظیفه هر فرد.

یادم می آید پدرم که با نگاه مذهبی به قضایا می نگرد همیشه به ما می گفت : اسلام اصالت را به درون می دهد نه به اجتماع و برون . هر چند با توجه به رشته تحصیلی ام جامعه شناسی ما ریشه هر پدیده و مساله ای را در جامعه جستجو می کنیم. اما به این امر معترفم که اگر در زمینه اجتماعی مناسبی نتوانستیم استعدادهایمان را پرورش دهیم ، خود دست بکار شویم و در جهت توسعه فردی بکوشیم .

مطمئنا" با توجه به ساختار خانواده های استان تقریبا" اکثریت فرزندان خانواده ها فاقد توانمندی ، مهارت و شایستگی های لازم برای ورود به اجتماعند بنابراین جوانان برای جبران کاستیها و ارتقاء قوتها سریعا" دست بکار شوند.